روانشناسي علامت‌ها!(شخصيت خود را بشناسيد)

26 12 2009

http://up.iranblog.com/6/1261821237.jpg

داشتم يكي از مجله‌هاي قديمي رو نگاه مي‌كردم كه چشمم به يه مطلب جالب افتاد! توي مطلب شش تا علامت معمول رو گذاشته بود و از خواننده مي‌خواست كه يكي را انتخاب كند تا توضيحي تقريباً درست درباره‌ي روحيه و اخلاق خواننده بهش تحويل بده.

گفتم شايد شما هم مثل من خوشتون بياد پس بدون هيبچ كم و كاستي اون رو تايپ كردم و اينجا گذاشتم تا شما هم خودتون رو بسنجين؛

يكي از علامت‌هاي زير را انتخاب كنيد؛

“            “

(           )

؟

!

.

، …

براي مشاهده‌ي نتيجه به ادامه‌ي مطلب سر بزنيد …

ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »





آخر ديدي رضازاده، اين چاپلوسي‌ها(دستمال به .. ماليدن) برات سودي نداره!

24 12 2009

حسین رضازاده ورودش به سیاست را میل شخصی دانست و گفت : هر کسی نظری دارد و باید به نظرش احترام گذاشت. همانطور که من نمی توانم بگویم شمای خبرنگار چرا در فلان روزنامه و یا فلان سایت کار می کنید، کسی هم نمی تواند به من ایراد بگیرد که چرا به مسائل سیاسی وارد شدم.

وی در گفت و گو با برنا با بیان اینکه  ورزشکاران و قهرمانان دیگری هم در مسائله سیاسی وارد شده اند افزود :‌آنها حتی جدی تر از بنده به سیاست پرداخته اند.

وی هم چنین اخباری را که درخصوص دوپینگ  و محرومیت وی عنوان می شود را ، هجمه ای جهت تخریب خود دانست و گفت :‌ روزی بود که 70 میلیون ایرانی با مدال من گریه کردند و خوشحال شدند. پیرزنی را یادم می آید که با قرآنی که در دست داشت برای بدرقه ام آمد و دعایم کرد . برای ” حسین رضازاده” آن 70 میلیون و آن پیرزن اهمیت دارند نه شیاطین که قصد خراب کردن او را دارند. از این افراد می خواهم که قبل از هر کاری خدا را در نظر بگیرند. من بعنوان یک ایرانی و یک سرباز برای کشورم افتخار آوردم و نام ایران را بر سر زبانها انداختم. حد اقل به حرمت همین افتخار آفرینی دست از تخریب و شیطنت بردارند.

رضازاده در ادامه گفت که واکنشش در قبال افرادی که خبر محرومیت وی از مربیگری را منتشر کرده اند، شکایت کردن نخواهد بود بلکه انها را به خدا می سپارد چرا که معتقد است بهترین کسی را می تواند پاسخ آنها را بدهد، خداوند است .





چرا من‌ِ سبز كافر هستم و اونا مسلمان واقعي +پوستر سبز محرم

22 12 2009

من مسلمانم! و بر اين آيينم تا پاي جان مي‌ايستم و به كسي اجازه‌ي توهينبه اون رو نمي‌دهم!

اين يك افتخار است كه من خودم رو يك جزء خيلي كوچك در جمعيت ميليوني جنبش سبز  مي‌دونم. جنبش سبزي كه از ترس ابهتش، اونو به مجاهدين‌خلق و امثال اونا مثال مي‌زنند تا اونو بپاشونند! اوني كه با رعب و وحشت مي‌خوان نابودش كنند اما نمي‌دونن اينا همشون حسيني هستند!

حسين(ع)، سالار شهيدان؛ كسي كه بزرگترين درسش، فداكردن جونش براي رسيدن به خواسته‌اش بود!

حسيني كه ياد داد كه براي آزادي بايدخون داد!

حال، اينا خودشون رو آدم حساب مي‌كنند و مي‌گويند كه اين جنبش سبز راهش كجه! چون پس از سال‌ها خاموشي تازه بيدار شده‌است و ديگر قصد خوابيدن ندارد!

ميگويند اين جنبش با امام‌خميني(ره) مشكل داره! اما هيچ‌كس نمي‌گه اگه اين جنبش با اون خدابيامرز مشكل داشت، اون موقع بلند مي‌شدكه اون بزرگ‌وار زنده بود!

اينايي كه جاي اون عزيز والامقام نشستند و به اسم امام و اسلام همه‌جور غلطي مي كنند!

اينا كه در عين دزدي و چپاول، جانماز آب مي‌كشند!

اينا كه از دهن مردم خودشون مي‌گيرند تا شكم يه مشت عرب سوسمارخور رو پر كنند!

اينا كه به اسم اسلام و قانون به زندانيان تجاوز مي‌كنند! (طبق خبرهاي رسيده، آيت‌ا… ! مصباح گفته كه: « كسي كه به زندان مي‌افتد، بدن و روحش مربوط به خودش نيست و به اسلام تعلق مي‌گيرد تا اين حيوانات هر كاري كه دوست دارند، بكنند». )

اينا كه كل اقتصاد كشور رو به زير چنگ خود گرفته‌اند!

اينا كه كل پيمونكاري‌هاي ايران رو با پارتي بازي به دست گرفته‌اند! از پارس‌جنوبي گرفته تا جاده‌اي بين روستايي و به هيچ شركت خصوصي اجازه‌ي كاركردن نمي‌دهند!

اينا كه بر كل ارتباطات (ايرانسل – همراه اول-تلفن) چنبره‌زده‌اند تا خيلي راحت بتونند جاسوسي مردم رو بكنند!

اينا كه به كساني فرصت كار مي‌دهند كه دست به دستمالش! خوب باشه!

اينا كه …

آخه، آدم چي مي‌تونه بگه! اين عقل بايد چگونه حكم كنه، كه به ضرر اين خائنان به ملت نباشد!

يه نمونه‌ي ديگه اين كه، يك انسان تا زماني كه مي‌ميرد  نسبت به معلمش احساس دين مي‌كند و هيچ زمان  سخني نمي‌گويد كه استادش برنجد. حال ببينيم كه شاگرد در حق استاد بزرگوار و والامقامش آيت‌الله منتظري چه كار كرد و چگونه‌ دينش را ادا كرد!؟!؟

واقعاً نمي‌دونم!

اين هم پوستر محرم!

رزوليشن عكس 768*1024 هست، براي مشاهده كامل عكس را ذخيره كنيد!

http://up.iranblog.com/6/1261602408.jpg





دانلود ترانه‌ي “ما مرد نيستيم” اثر شاهين نجفي

17 12 2009

مثل اون دختري كه پردشو دوخته / و اونكه پول نداشت تو آتيش سوخته
مثل مادرم با اون زندگي زوري / زني كه خلاصه شده تو قابلمه و قوري
كسي تا حالا نتونسته ببينه بدنشو / كسي از سر نتونسته بگيره روسريشو
ميگفت بعد مرگ ميبرنش جهنم / ميگفت آدمو از سر مو آويزون ميكنن
گفتم مكه نگفتن بهشت زير پايه شماست / مامان بهشت سركاريه بيا دنيارو بچسب
ميگفت اذون داره ميگه مو تنم سيخ شده / گفتم ميترسي ترس به روحت ميخ شده
هفتاد سال زن بوده يعني كلفت / چي تو زندگيش نديد جز خفت
كسي كه خيانت نكرد به شوهرش چي شد / پنجاه سال فحش شنيدو كتك خورد
بايد تو سري بخوره بميره نفس نكشه / عكس هيچ پرنده اي رو بيقفس نكشه
زني كه يه سايه هميشه اونو ميپاييد / عروسكي كه مرد به هر شكل باهاش ميخوابيد
تو بوي سيلي شلاق ميدي خانوم / تا كي ميخواي به مردا باج بدي خانوم
مثل وطن شدي همدم ولگردا / تقدير تو دست توئه واسه فردا
تو بوي زمين سوختمونو ميدي خانوم / توام از عرش به فرش رسيدي كه خانوم
ما كه از مردي مُرديم لاقل تو زن باش / يكم از اون عطر غيرتت رو ما هم بپاش
ما كه از مردي مرديمو چيزي نديديم / از تو كتاب اسم رستمو فقط شنيديم
كه اگه اونم بود حتما امروز كراكي بود / رستم امروز از جنس بد شاكي بود
رستم اگه بود واسش جرم ميساختن / تو گردنش آفتابه لگن مينداختن
شايد ميرفت جنگو برميگشت احترام داشت / سرتيپ سپاه ميشد تو دبي سهام داشت
ميشد اسلامو سكولاريستي تعبير كنه / ميشد قرآنو تو هرمونوتيك تفسيركنه
ميشد فيلم بسازه تو كمپ تقدير بشه / ميشد جك بگه معترض تعبير بشه
شايد ميرفت اروپا الان دوتا پاس داشت / اونجا تاكسي ميروند اينجا الگانس داشت
تو هر عيد ميرفت تو كنسرتها ميرقصيد / ديگه حرف سياسي نميزد ميترسيد
رستم اگه بود ميگفت جدم عرب بود / خزر مال روسها خليج خليجه عرب بود
رستم اگه امروز بود رستمو از ياد ميبرد / شاه نامه بيست سي سال تو طاقچه خونه خاك ميخورد
خانوم ما مرد نيستيم تو رومون خط بكش / پرچمو بگير خودت بشو رئيس جنبش
ما كه از مردي مُرديم لاقل تو زن باش / يكم از عطر غيرتت روي ما هم بپاش
تو بوي زمين سوختمونو ميدي خانوم / توام كه از فرش به عرش رسيدي كه خانوم
ما كه از مردي مُرديم لاقل تو زن باش / يكم از اون عطر غيرتت رو ما هم بپاش

دانلود ترانه ما مرد نيستيم





وايمكس چيست؟

17 12 2009
http://hwzone.co.il/phpMyWebmin/_uploads/news/pictures/MoRtZkInG/wimax_big.jpg
فناوری اطلاعات، علیرغم این واقعیت که عضوی جدید در خانواده  فناوری هاست، اما در طول سالهای اخیر تحولات زیادی را در خود شاهد بوده است. همه به یاد داریم که تا چندي پیش، اتصال به اینترنت و استفاده از آن تنها از طریق خطوط تلفن و مودمهای Dial-Up امکان پذیر بود، اما با ورود اینترنت پهن باند و پر سرعت، دنیای تبادل اطلاعات متحول شد. نیاز به تبادل سریع اطلاعات موجب شده است تا فناوریهای مرتبط با آن، در طول دهه های اخیر پیشرفت چشمگیری داشته باشد. اینترنت هاي XDSL و نیز فناوری وای-فای (WI-FI) و اینترنت بی سیم سهم عمده اي در ايجاد تغییرات عظیم در این بعد از دنیای اطلاعات ایجاد کرده و اکنون نیز با ورود وایمکس، جهان در آستانه تجربه ای نو در دنیای اینترنت قرار دارد.
وایمکس، سیستم دیجیتال ارتباط بی سیم بوده و جایگزینی مناسب برای شبکه‌های ADSL وحتي شبكه هاي بی سیم کوتاه برد در نواحی شهری محسوب می شود. از بزرگترين نقاط قوت اين تكنولوژي نسبت به ديگر تكنولوژي هاي بي سيم، برد بالای امواج آن و امکان دسترسی به آن در مسافتهای بسيار طولانی است.
در زمانی نه چندان دور،‌ اکثر خریداران رایانه خوشحال بودند که دستگاه جدیدشان یک مودم داخلي دارد که در آن نصب شده و از طريق آن مي توانند به اينترنت متصل شده و فايلي با حجم حدود یک مگابایت را در زماني نزديك به 5 دقیقه (بسته به سرعت ارتباط و اتصال) دانلود کنند. با ورود اینترنتهاي پهن باند، همین کاربران می‌توانستند با سرعتهايي به مراتب بالاتر به اينترنت متصل شده و همان فايل را در مدت یک ثانیه دانلود کنند. وایمکس قادر است سرعتها يی حتی فراتر از این مقياسها را پوشش داده و خدمات تكميلي پيشرفته تري را در حوزه هايي گسترده‌تر ارایه ‌دهد.
تا پایان سال 2008، بیش از 200 اپراتور در سطح جهان خدمات وایمکس را عرضه ‌کرده اند و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2012، این رقم به 538 اپراتور در سطح جهان برسد. در این بین، منطقه خاور میانه سهمی 4 درصدی از کل پیاده سازی ها و توسعه های جهانی وایمکس داشته است. پیش بینی ها همچنین نشان می دهد که تا سال 2012 تعداد کشورهایی که تحت پوشش این شبکه ها خواهند بود به 201 کشور از مجموع 234 کشور برسد که این خود حکایت از گسترش وسیع این فناوری در دنیا و اقبال عموم نسبت به آن دارد. بررسی های صورت گرفته بر روی عوامل مؤثر بر رشد تعداد مشترکان در مناطق مختلف دنیا نشان می دهد که کاربران جهانی وایمکس از 300 هزار مشترک در سال 2006 به 131 میلیون نفر در سال 2011 خواهد رسید و میزان سرمایه گذاری انجام‌شده برای این فناوری در این سال به 26 میلیادر دلار می رسد که رقم قابل توجهی به حساب می‌آید. تولیدکنندگان تجهیزات وایمکس نیز از رشد بالایی برخوردار بوده و تنوع محصول و قابلیت ارائه سرویس‌های متنوع در رأس برنامه های آنان قرار گرفته است.
اتحادیه وایمکس (WiMAX Forum) که به عنوان مرجع مجوزدهی و تست دستگاه ها و تجهیزات وایمکس شناخته مي شود، اعلام کرده تا اواخر سال 2008، 62 شرکت در حال توسعه تراشه‌های وایمکس و دستگاه های کاربران نهایی بوده و 37 شرکت نیز در حال ساخت تجهیزات زیرساختی بوده اند و محصولات این شرکت ها تاکنون در توسعه شبکه های وایمکس توسط 407 اپراتور در 133 کشور جهان بکار رفته است. پیش‌بینی می شود که وایمکس در آینده بسیار نزدیک، اینترنت را در کنار شبکه مخابراتى قرار خواهد داد و چنان انقلابى را در این زمینه به‌ وجود خواهد آورد که روشن کردن اکثر کامپیوترهاى قابل حمل، خانگى و یا خاص، مساوى با اتصال آنها به اینترنت باشد.
برگرفته از سايت رسمي ايرانسل




شما نيز كريسمس، را به بينندگان وبلاگ‌تان تبريك بگوييد.

17 12 2009

اگر از كاربران سيتم وردپرس.كام هستيد و وبلاگ‌تان بر دامنه‌هاي اين سايت فعاليت دارد، پس تا دير نشده از اين امكان زيباي وردپرس استفاده كنيد و كريسمس رو به بينندگانتون تبريك بگيد!

چه‌طوري؟! خوب بذار لول يه نگاهي به وبلاگ iranmedia و يا wordpress.com بندازيم؟!

آيا بارش برف، نظرتون رو جلب كرد؟!

دوست داريد شما هم اينگونه به كاربرانتون كريسمس رو تبريك بگيد؟

خوب اين كار خيلي سخت نيست و نياز به هيچ كد نويسي خاصي نداره و فقط كافيه يه كم تنظيماتتون رو تغيير بديد؟!

اول از قسمت “نما” بخش قابليت‌هاي اضافه رو باز‌كنيد؛

و به عكس زير نگاه كنيد! جايي كه علامت خورده رو مي‌بينيد! خوب ديگه تموم شد! حالا از وبلاگتون برف مي‌باره!

براي مشاهده‌ در اندازه ي بزرگ بر روي عكس كليك كنيد

حال كرديد يا نه ….





كليد فهم ادبيات فارسي، زبان عربي است!!!

16 12 2009

ناسلامتي، پشت‌كنكور خوابيدم؛ اما يكي پيدا نميشه بگه پس اينترنت‌گردي و وبلاگ‌نويسي‌ات ديگه چيه!

بگذريم، امروز صبح عربي دوم انساني رو داشتم مطالعه مي‌كردم. رسيدم به تمرين ترجمه فارسي به عربي (للتعريب).

تا اينجا هيچ مشكلي وجود نداره، اما در سه خط مونده به آخر يه جمله‌هاي باحالي نوشته‌بود؛

- كليد فهم ادبيات فارسي در چيست؟

- زبان عربي.

- بلي، درست است.

ناخودآگاه خنده‌ام گرفت! آخه نمي‌دونم آدم بايد چقدر ذليل باشه كه براي درك متن فارسي به زبان عربي نياز داشته‌باشه!!(البته بگذريم از بعضي از لغات عربي كه در ادبيات ما رخنه كرده‌اند)

درس عربي، مزخرف‌ترين درسي كه من در طول دوره‌ي تحصيل داشتم، همين عربي بود! البته نظر خيلي بچه‌ها هم با من يكي بود (حدود 14نفر از 26نفر در سوم دبيرستان، فقط به خاطر يه عربي شهريوري شدند)!

چرا اين درس رو اجباري كرده‌اند، نمي‌دونم! اگه اين درس اختياري بود شايد يك به صد كسي اون رو انتخاب نمي‌كرد!

البته دوستان فكر نكنند من قصد توهين به قرآن و ديگر متون مذهبي عربي دارم! من خودم مسلمونم و قبل از اينكه درس عربي رو ياد بگيرم با قرآن آشنا شدم، درسته حالا خيلي باهاش انس و الفتي مثل قديم نمي‌گيرم، اما باز مخالف اجباري بودناين درس هستم.

حالا زبان‌انگليسي بحثش جداست، زبان بين‌الملليه! هر جا خواستي بري، بايد بلد باشي و … اما عربي چي!؟! تا خود عرب‌ها هم به انگليسي دلشون مي‌خواد حرف بزنند!؟

من نمي‌دونم كه اين عرب‌ها چه گُلي به سر ما زدند كه ما بايد روي سرمون نگهشون داريم! آخه عرب مگه چيه!؟ يه مشت سوسمارخور وحشي كه خيلي وقت نيست رنگ آدميت به خود گرفته‌اند!(نسبت به ايرانيان)





ايده‌اي نو براي دادن هيجان به وبلاگستان ” وبلاگي مختص «بازي وبلاگي»”

13 12 2009

يكي دو سال قبل، وبلاگستان فارسي هيجان بيشتري نسبت به الآن داشت. وبلاگ‌هاي پربازديد،‌هركدام در موضوعي خاص كار مي‌كرد و بازديدكننده‌هاي خودش رو داشت. اما به دليل برخي مسائل، مانند فـ.يـ.لـ.تـ.رينگ‌ها و آپ‌داون‌ها، بعضي به كنار رفتند و بعضي خود را به جايي ديگر منتقل كردند اما نه  با شور و هيجان قبل!

حال هيجان  وبلاگستان، به جز بحث‌هاي مربوط به وقايع بعد از انتخابات هيچ چيز نيست. و يك ايده‌ي خوب براي دادن شور و هيجان، راه انداختن وبلاگي، مختص “بازي وبلاگي” است.

هم‌اكنون، همان‌طور كه شاهدش هستيم، هر وبلاگي كه موضوعي خوب را مي‌بيند، درخواست بازي وبلاگي را مي‌دهد. كه ممكن است خيلي‌ها اصلاً متوجه‌ آن هم نشوند و اين ايده ممكن است به مرحله‌ي اجرايي هم نرسد.

اما با راه انداختن چنين وبلاگي، اين حركت سازمان‌يافته و هر كسي كه مايل به شركت در آن مي‌باشد،‌مي‌تواند به اين وبلاگ بيايد و موضوع آن را مطالعه كند. و لينك‌هايي، نوشته‌هاي دوستان در سايت قرار مي‌گيرد.

طرح اين موضوع، بسيار شبيه به برنامه‌ي “نوبت شما در بي‌بي‌سي فارسي” است، كه وقتي مجري موضوع را اعلام مي‌كند. هر كسي كه نظر، عكس و يا ويدئويي مربوط به موضوع دارد را مي فرستد. و در بيشتر موارد، به دليل نظرات زياد بينندگان، مجري وقت كم مي‌آورد و از بقيه عذرخواهي مي‌كند كه نظراتشان خوانده‌نشد.

من از بزرگ و كوچك وبلاگستان، درخواست تأمل هر چند كوتاه بر روي اين موضوع مي‌كنم، كه آيا وقت اين نرسيده هيجاني نو به وبلاگستان بدهيم؟!

در هر صورت من آماده‌ام تا آخرين نفس ….

پى‌نوشت 1: اين خودش مي‌تونه به صورت يه بازي وبلاگي دربياد، پس شما هم نظراتتون رو اعلام كنيد.
———————————————————————————————-
با اشتراك در خوراك‌خوان ما به صورت روزانه به مطالب ما دسترسي پيدا كنيد





تحليلي بر 16 آذري كه قرار بود، سبز شود اما نشد؛ به اميد 22 بهمن.

10 12 2009

چند روز پيش قرار بود كه ايرانيان با هم 16 آذري بسازيم فراموش‌ناشدني؛ همه‌ در وب‌سايت‌هايي مثل بالاترين به تبليغات پوسترها و شعارهاي 16آذر مي پرداختند(من جمله من) . سايت ترافيك تهران رو باز كردند و گفتند كه اونو توي روز 16آذر سياه سياه كنيم.

حتي دولت هم توقع بيشتري از مردم داشت؛ اونا سيل عظيمي از كماندوها، لباس‌شخصي‌ها و بسيجي‌هاي! عاشق ولايت!! رو بسيج كرده‌بودند كه در صورت هر گونه اعتراض، همه رو سركوب كنند. اما بيش از نصفيشون، بي‌كار و بي‌عار مي‌گشتند.

شايد كسي بگويد كه “نه! خيلي جمعيت زياد بود!”، اما بياييد واقع‌بين باشيم.

حال بايد بر روي اين گزينه فكر كنيم كه چرا 16آذر به آنچه در ذهن ما بود تبديل نشد!؟

فرضيه‌ي اول اين است كه مردم خسته شدن! يعني با گفتن اين حرف كه اين تظاهرات كه براي ما نون و آب نميشه!‌از زيرش در ميرن! و مي گويند كه تكاپوي آزادي ارزشي ندارد و بيهوده است. كه البته خودا كنه تعدادشون خيلي كم باشه!

فرضيه دوم اين است كه مردم ترسيده‌اند؛ از ايميل‌هايي كه پشت سر هم به لحني به شدت تهديدآميز براشون فرستاده شده‌است! از پيامك‌هايي كه به با لحني تهديدآميزتر از قبل از طرف وزارت اطلاعات برايشان فرستاده‌شده است! ترسيده‌اند كه زير دست اين چاقوكش‌ها بيفتند!

فرضيه سوم، اينه كه انتخابات، تظاهرات، سركوب‌ها، توقيف‌ها، حبس‌ها فقط و فقط يه بازي بچگانه‌ي سياسي بوده‌است كه مردم رو به يه هيجان كاذب، كه بهتر شدن وضع زندگي رو دنبال داره، دعوتكرده‌اند و مردم هم با جون و دل پذيرفته‌اند.

و فرضيه چهارم كه تنها فرضيه‌ي خوشبينانه هست؛كه مردم در خونه‌هاشون در حال تقويت قواي روحي و جسماني هستند كه براي 22بهمن آماده بشوند و در 22بهمن رسماً انقلاب ديگري بسازند؛ كه اميدوارم اين جمعيت خيلي خيلي زياد باشند!

پ.ن1: من نه جامعه‌شناسم و نه سياست‌مدار! و اين متن رو با فرضيات خودم گفته‌ام.

پ.ن2: راستي 22بهمن روزي هست كه از روزهاي خيلي قبلش ايران روش مانور مي‌ده كه در آن شركت چشم‌گير داشته‌باشيد، براي سبزپوشان چه فكر دارند!؟





ياد ياران، گواراي وجود باد!

2 12 2009


ديشب بعد از 3، 4 سال، رسيدي قديمي اما آشنا ديدم. اونو برداشتم تا يه نگاهي بهش بندازم. تاريخ رسيد مربوط به سال 1384 بود. زماني كه من در مدرسه‌ي راهنمايي آزادگان استهبان در خوابگاه در بين بچه‌هاي تمامي استان فارس بودم. اين رسيد رو آخرين روزهاي سال تحصيلي 84 خريده‌بودم تا بچه‌ها، هر كدوم يادبودي از خود توي اون بنويسند؛ با خوندن تك‌تك خاطره‌ها يه حس خوب اما پر از غم بهم دست مي‌داد، حس خوب از اينكه چه دوران خوبي ما با هم داشتيم، چقدر اذيت مي‌كرديم، چقدر وقت آزاد داشتيم، چقدر راحت بوديم …

و اما حس غم اينكه اون دوران خيلي طول نكشيد، و سريع تموم شد و حالا بايد حسرت اون روزها رو بخورم، البته نميشه بهش ايرادي گرفت آخه روزگار از اسمش معلومه! روزها گذشتن!

من يك سال ديگه با اونا بودم، يعني سال اول دبيرستان قبول شدم و در سال دوم از اونا جدا شدم.

من توي اين چهار سال به قول معروف سردي و گرمي‌هاي زيادي چشيدم، بعضي از اساتيد واقعاً خوب بودند و بعضي ديگر، اَه اَه اَه! اما بازم هر وقت ببينمشون دستاشون رو مي‌بوسم.

دوستان من و يا بهتر بگم دوستاني كه من هنوز اونا رو به ياد دارم، خيلي ديگه نيستند، اما اميدوارم هركجا هستند، روزگار به كامشون باشه!

بعضي از دوستان كه به يادشون دارم؛

سجاد از ايج استهبان،  صادق، حجت، روح‌ا..، سعيد از خير استهبان، آرش، عارف، بهنام، احسان، قاسم، جواد از استهبان (صابونات!) ، ابوالفضل (كه شنيدم داروسازي دانشگاه تهران مي‌خونه و واقعاً بهش تبريك ميگم)و برادرش محمدامين، ايمان از كوهنجان سروستان، صمد، باقر، علي و محمد از فسا ، سعيد و محمد از رونيز استهبان، سجاد و رضا از ني‌ريز، محمدرضا، محسن، حجت و مصطفي از آباده‌طشك، رامين و حميدرضا از كوار، مهران از داراب ، مهدي (ميثم)، فرزاد و برادرش فريد از نوبندگان فسا

و البته يه تشكر گرم هم از همينجا به استاد ادبيات راهنمايي خودم، استاد هوشمند مي‌كنم كه در كلاس اون ما چشم و گوشمان باز شد و با سخنان گيراي خود ما رو به وجد مي‌آورد.

ديگه بايد برم رو بي‌صدا! فقط دعاي خير براي تمام دوستان دارم.

———————————————————————————————-
با اشتراك در خوراك‌خوان ما به صورت روزانه به مطالب ما دسترسي پيدا كنيد